تبليغاتX
غریـــــــــــــــــــــــبانـــه



براي سفارش تبليغات در اينجا کليک کنيد
سلام این آدرس جدید واسه منه  اینو لینک کنید

http://nargesehmast.blogfa.com/


موضوع : |
 


بنام خداي مهرباني ها

 

هيچ گاه چشمهايي را که عاشقانه ميپرستم نديدم اما ميدانم چشمهايش به مهرباني

 

دريا و به وسعت دشت شقايق است و اين براي من کافي است که بدانم عمق

 

چشمانش به ژرفاي اقيانوس است و مثل دشت آرام است. من رنگ چشمانش را

 

براي چه ميخواهم بدانم وقتي نگاهش پر از عشق است وقتي در عميقترين نقطه

 

 چشمانش مي شوددريا را پيدا کرد و در ساحل چشمانش به آرامش رسيد. رنگ

 

چشمش مهم نيست وقتي در کنارش به آرامش خيال ميرسي و ميخواهي تمام دنيا در

 

 يک لحظه نگاه او تمام شود. هيچ چيزمهم نيست وقتي ايثار و عشق در نگاه او

 

معنا پيدا کند. يک نگاه برايت تمام دنيا ميشود.

 

باور ميکني؟

 

***************************

 

شريك عشق تو شدن يعني همنفس شعر و ترانه شدن

 

يعني چون ابري تيره به دريا زدن وديوانه شدن

 

شريك عشق تو شدن يعني عاشقي به سان يك مجنون

 

يعني قطره باراني در دل كوير جاري شدن

 

شريك عشق تو شدن يعني ديوانه وار عاشق شدن

 

زدن به كوه و بيابان و سرمست لحظه اي ديدار تو شدن

 

شريك عشق تو شدن يعني چون ماهي به دريا رها شدن

 

به ديدن مهتاب شب رفتن و براي لحظه اي ستاره شدن

 

شريك عشق تو شدن يعني چون ابري بهاري در اسمان خروشان شدن

 

همسفر كبوترهاي عاشق و براي عمري مبتلا به عشق شدن

  

عشق من دوستت دارم

 
  
 

 


موضوع : |

گل من گريه مکن
که در اينه ي اشک تو غم من پيداست
قطره ي اشک تو داند که غم من درياست
گل من گريه مکن
سخن از اشک مخواه
که سکوتت گوياست
از نگه کردنت احوال تو را مي دانم
دل غربت زده ات
بي نوايي تنهاست
من و تو مي دانيم
چه غمي در دل ماست
گل من گريه مکن
اشک تو صاعقه است
تو به هر شعله ي چشمان ترم مي سوزي
بيش از اين گريه مکن
که بدين غمزدگي بيشترم مي سوزي
من چو مرغ قفسم
تو در اين کنج قفس بال و پرم مي سوزي
گل من گريه مکن
که در ايينه ي اشک تو غم من پيداست
قطره ي اشک تو داند که غم من درياست
دل به اميد ببند
نا اميدي کفرست
چشم ما بر فرداست
ز تبسم مگريز
در دندان تو در غنچه ي لب زيباست
گل من گريه مکن


موضوع : |

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام

عشق به آزادی سختی جان دادن را بر من هموار می سازد

عشق به آزادی مرا همه عمر در خود گداخته است

آزادی معبود من است

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است

هر دردی بی درد است

هر زندانی رهایی است

هر جهادی آسودگی است

هر مرگی حیات است

مرا اینچنین پرورده اند من اینچنینم

پس چرا از فردا می ترسم

 من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم!

                      دکتر علی شریعتی


موضوع : |
زورکی نخند عزیزم
میدونم اومدی بازی
نمیخوام این آخرین بازی زندگیم ببازی
خودتو راحت کنو
فکر کن که جبران گذشته اس
از منم میگذره اما
به دلت چاله نسازی
اومدی بشکنی... بشکن
از من ساده چی مونده
قبل تو هرکی بوده
تموم تارو پود سوزونده
تو هم از یکی دیگه سوختی
میخوای تلافی باشه
بیا این تو و دل و باقی احساسی که مونده
دل ما اونقده پاره اس
موندنش مرگ دوباره اس
آسمون سینه ی ما خیلی وقته بی ستاره اس
همینی که باقی مونده
واسه دلخوشی تو بشکن
تیکه تیکه هامو بردن
آخرینشم تو بکن
نمیخوام بگذره عمری
خسته شی واسه فریبم
یقه تو نمیگیره هیچکس
آخه من اینجا غریبم
بزن و برو عزیزم
مثل هرکس که زد و بُرد
طفلی این دل که همیشه به گناه دیگرون مُرد
نفرتت رو از غریبه سر یک غریب خراب کن
خنده ی کوتاهمم رو بیا گریه کن عذاب کن
مهمم نیس که چه جرمی یا گناهی این سزاشه
باقی دلم یه مشت خاک همینم میخوام نباشه
عقده های یک شکستو خالی کن سر دل من
دیگه متروک مونده و سرد
خاک پیر ساحل من
از نگاهات خوب میفهمم که تو فکرت یه فریبه
بازی بسه پاشو بشکن
من غریب و تو غریبه

 


موضوع : |


تمامي مطالب و تصاوير سايت كپي رايت داره ! ويرايش قالب بوسيله تك تمپ


Yahoo ID : your id


»
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

  AddThis Feed Button